| شکار |
|
|
غضنفر و گیجه رفته بودن شكار، غضنفر از دور یك شیر میبینه، نشونه میگیره میزنه... تیرش خطا میره و میخوره به دم شیره. شیره هم شاكی میشه، میدوه طرفشون كه سرویسش كنه. غضنفر جنگی میره بالای درخت، میبینه گیجه همینجور اون پایین واستاده، بهش میگه: بابا بیا بالا، الان میاد دهنتو سرویس میكنه. گیجه یك نگاهی بهش میكنه، میگه: برو گیتو بخور! مگه من زدم؟
|